

قصه ی عشق من وتوقصه ی درد و جداییست
وقت لبخند دوباره ام؛لحظه ی سبزرهاییست
قصه ی عشق من وتوقصه ی برفه وخورشید
بشکنه دست کسی که پر پرواز ما را چید
عشق ما زنده میمونه؛قدرتش شاید بتونه
بعد مرگ توآسمونها ما را به هم برسونه
میدونم توقلب تو من آخرینم
تو بدون تودشت عشق،عاشق ترینم
به خدا بعد تو مردم؛تا به امروز
نمیتونم جای خالیت رو ببینم
همیشه فاصله بین دست ما بود
گریه هامون تو دلهامون بی صدا بود
صخره ی سکوت لبهای من وتو
سقف عشقمون راکردسیاه ونابود
عشق ما زنده میمونه؛قدرتش شاید بتونه
بعد مرگ توآسمونها ما را به هم برسونه


